![]() |
![]() |
|
| Nawal Al-Zoghbi's Fan Club Iran |
|
طلوع یک زندگی و حادثه ای غم انگیز...
حامد حداد در تاریخ اول فروردین ماه ۱۳۶۵در تهران به دنیا امد.او در پنج سالگی و در اثر یک حادثه پدر و مادر خود را از دست می دهد.او از همان ابتدا علاقه ی وافری به موسیقی و خوانندگی داشت ولی به دلیل برخی مشکلات قادر به تحقق این امر نبود٬ لذا در دبیرستان به تحصیل رشته ی ریاضی می پردازد وسرانجام در سال۱۳۸۲با معدل۲۰/۱۹دیپلم متوسطه اخذ می کند. و یک اتفاق...! طلوع خورشیدی به نام نوال... در یکی از روزهای سرد اذر ماه سال۱۳۸۲برای اولین بار کلیپ عربی زبان "حاسب نفسک" را از یک خواننده ی زیبا و واقعا زیبا مشاهده کردم که ریتم قشنگی برایم داشت و ضمنا سازهای مورد علاقه ام هم در ان ترانه به شکل کاملا هماهنگ و ریتمیک به کار رفته بود. وقتی برای اولین بار انرا دیدم٬بسیار برایم جالب بود. چرا که خواننده ی ان هم٬ حقیقتا خانمی زیبا بود.بعد از ان به طور اتفاقی چند کلیپ دیگر این خواننده از طرف دوستانم به دستم رسید که شامل "قلبی دق" و "اللیالی" بود. با دیدن این کلیپ ها واقعا شگفت زده شدم و هنگامی که به اسمش توجه کردم٬دیدم نوشته شده "نوال الزغبی" که با استفاده از شکل لاتین ان توانستم تلفظ صحیح اسمش را یاد بگیرم. تقریبا از همان روز ها بود که من تبدیل به یک انسان تسخیر شده گشتم.اری...! نوال واقعا زیبا بود٬ صدای گرمی داشت و حرکات و نفس دلنشینی داشت که انگونه توانست قلب مرا تسخیر کند. چرا نوال...؟! در واقع مهمترین عاملی که موجب شد تا به نوال عشق ورزم این بود که برایم مهم بود٬ خواننده ای به این زیبایی و شهرت و با وجود ازادی های موجود در کشور و مذهبش٬ به گونه ای رفتار می کند که گویا به اصول اخلاقی پایبند است وشهرت را بر عفت ترجیح نمی دهد.برخلاف بسیاری از خوانندگان و هنرمندان معروف نظیر جنیفر لوپز٬ شکیرا٬ بریتنی اسپرز٬ جسیکا سیمپسون٬ مدونا و... که شهرتشان بیش از انکه برای صدایشان باشد٬ برای ظواهر به اصطلاح غربی شان است. نه...! اشتباه نکنید٬ نمی خواهم از کسی طرفداری و از دیگری انتقاد کنم٬ نمی خواهم بگویم اینها مشکل دارند. چراکه انها از خوانندگان مطرح دنیا هستند و من به تمامی طرفداران انها احترام می گذارم ولی باید کمی فکر کرد٬ در مورد اینکه هنر یک خواننده به صدایش است یا به ظواهرش...؟! البته چه بهتر که ظواهر را به میزان کافی داشته باشیم ولی ناچارا باید این حقیقت را پذیرفت که خواننده ی بدون هنر یعنی هیچ...! مسیر زندگی حامد تحول می یابد... حامد پس از اشنایی با نوال درصدد ان بر می اید که در فرصتی که عایدش شده به علاقه ی ذاتی اش که همانا موسیقی و خوانندگی است٬ روی اورد. لذا از همان اولین روزهای اشنایی به سراغ این هنر می رود و تحصیلات اکادمیک خود را شروع می کند. وی اکنون به تحصیل در اموزشگاه موسیقی ملودی باران مشغول است. او مصمم است تا در سال های اتی به عنوان خواننده ای مطرح در کشور و سپس در خارج از کشور خود را به جهانیان معرفی کند. خود او علاقه ی زیادی به انجام کارهای بزرگ دارد. او معتقد است که "کارهای بزرگ را فکرهای بزرگ انجام می دهند نه ادم های بزرگ!" و همچنین عقیده دارد که "یک کار را نباید شروع کرد مگر انکه در ان NO.1 (شماره یک) بود." نوال٬ الگویی برای حامد...! حامد می گوید:"برای هر حرکت بزرگ و یا تغییر بزرگی در زندگی٬ به یک نیرو یا محرکی بزرگ احتیاج است. در زندگی من این محرک بزرگ٬ چیزی به جز نوال نبود و من مطمئنم که سال های درخشان با اتفاقات عجیبی در انتظارم هستند." نباید نا امید بود٬ انسان با امید زنده است و با عشق زندگی می کند...! به امید دیدار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 14:30 توسط حامد حداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ فارسي نوال الزغبي
هرکسی لایق دوست داشتن نیست! |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|